●▬ஜ۩ دست های پر از خالی ۩ஜ▬●
تنهایی ام را...دوست دارم...بوی پاکی می دهد
دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

اگر دروغ  رنگ داشت هر روز شاید

 

ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

 

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

 

اگر عشق ارتفاع داشت

 

من زمین را زیر پای خود داشتم

 

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی

 

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی

 

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

 

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد

 

و تمام محتوای سفره سهم همه بود

 

 و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

 

اگر خواب حقیقت داشت

 

 همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم

 

اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند

 

و یکنفر کنارخیابان خواب گندم نمی دید

 

تا دیگری ازسرجوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

 

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید

 

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

 

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

 

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

 

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود

 

اگرکینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

 

و من با دستانی که زخم خورده توست

 

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم

 

وتوسنگی راکه من به شیشه ات زده بودم به یادگارنگه می داشتی و

ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم



تاریخ: 4 / 9 / 1391برچسب:دروغ از د,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 32 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی